خــراب آبـــاد

زدیــم بـر صـف رنـــدان و هـر چــه بــاداباد . . . مگــر رسیــم به گـنجــی در این خــراب آبـــاد . . .

خــراب آبـــاد

زدیــم بـر صـف رنـــدان و هـر چــه بــاداباد . . . مگــر رسیــم به گـنجــی در این خــراب آبـــاد . . .

خــراب آبـــاد

خــداونــد عـزّوجـــل می فرمــایــد :
هرگــاه بر جـان بنـــده ام اشتغــال به من غلبــه
پیــدا کنـد ، من خواهـش و لـذت او را در ذکـــر و
یــــاد خـودم قــرار مـی دهم؛ و چــون خواهــش
و لــــذت او را در یـــــاد خـــودم قـــــرار دهــــم ،
عـــاشـــــق مــــن می گــردد ؛ و مـن نیــز به او
عـشــق مـی ورزم ؛ و چون عـــاشـــق یکدیگـــر
شــدیـم ، حجـــاب و پــــرده مـــیان خـــود و او را
بـرمیــدارم و آن (مشــاهـده جمـال و جـلال خود)
را بر او مســلط گـردانـــم بـه طــوری که وقتــی
مردم دچار سهو و غفلت می شوند او دستخوش
سهــو و غفلــت نمی شــود...

میزان الحکمۀ ، جلد 8



آخرین مطالب
  • ۹۵/۱۱/۲۶
    ...
  • ۹۵/۱۱/۲۳
    ...
  • ۹۵/۱۱/۱۵
    ...
  • ۹۵/۱۱/۱۳
    ...
  • ۹۵/۱۱/۰۹
    ...
  • ۹۵/۱۱/۰۷
    ...
  • ۹۵/۱۰/۲۹
    ...
  • ۹۵/۱۰/۲۴
    ...
  • ۹۵/۱۰/۱۳
    ...
  • ۹۵/۱۰/۱۰
    ...
پربیننده ترین مطالب
  • ۹۴/۰۸/۰۵
    ...
  • ۹۴/۱۲/۰۲
    ...
  • ۹۵/۰۲/۲۶
    ...
  • ۹۴/۰۸/۱۳
    ...
  • ۹۵/۰۸/۲۷
    ...
  • ۹۴/۱۱/۱۳
    ...
  • ۹۵/۰۷/۰۳
    ...
مطالب پربحث‌تر
  • ۹۵/۰۸/۲۷
    ...
  • ۹۵/۰۸/۲۹
    ...
  • ۹۵/۰۸/۲۵
    ...
  • ۹۵/۰۸/۲۴
    ...
  • ۹۵/۰۹/۰۲
    ...
  • ۹۵/۰۷/۰۳
    ...
  • ۹۵/۰۸/۳۰
    ...
  • ۹۵/۰۸/۲۰
    ...
  • ۹۵/۰۸/۱۴
    ...

تکلیفت را با خودت روشن کرده ای؟!...

دوشنبه, ۱۲ مهر ۱۳۹۵، ۰۹:۵۰ ب.ظ

این که یارانت این همه برایم خواستنی هستند ،

از آن روست که توی لشکر تو ،کسی خاکستری نیست!

کسی وسط نیست.تکلیف همه با خودشان معلوم است.

کسی مبهم نیست. تردید ندارد. در رفت و آمد نیست.

 

و این را وسط معرکه ثابت کرده ؛ نه با حرف !

نه با شعار و ادعا...

 

مرحوم دهخدا گفته ، در تداول عامه ، "راست و حسینی " یعنی

حرف راست و واضح. بی ابهام ، بی پرده ، بی تردید!

چیزی که ماها خیلی وقت ها بلدش نیستیم.

یا چون میدانیم سخت است ، وقت های عمل ، از آن فرار میکنیم.

"راست و حسینی" بودن سخت است...

وسط نماندن آسان نیست!

دل یک دله کردن ، آن هم توی کشاکش معرکه های سخت ، کار هرکسی نیست...

 

برای همین است که وقتی قصه ی "حرّ" را میخوانیم،

همان لحظه ها که دارد از خاکستری بودن رها میکند خودش را

 و می آید سمت سپیدی؛ سمت شما ،

دلمان اوج میگیرد...

یا وقتی میخوانیم "زهیر بن قین" ، با یک تشر ، دلش را یک دله میکند و

 پرده های خاکستری را کنار میزند ، چشم هایمان لبریز میشود.

چون میفهمیم شان، چون میدانیم آدم دیگر خاکستری نباشد، تکلیفش با خودش معلوم باشد، دلش را یک دله کرده باشد،

 

چقدر معرکه و رویایی و خواستنی میشود.

  • مَــه دیـــاران

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">